واژه انگلیسی Geometry
( هندسه ) از زبان یونانی ریشه گرفته است. این کلمه از دو کلمه «جئو»ٍ به
معنای زمین و «متری» به معنای اندازه گیری تشکیل شده است.بنابراین هندسه
اندازه گیری زمین است. مصریان اولیه نخستین کسانی بودند که اصول هندسه را
کشف کردند. هر سال رودخانة نیل طغیان نموده و نواحی اطراف رودخانه راسیل
فرا میگرفت.
این عمل تمام علایم مرزی میان تقسیمات مختلف را از بین میبرد و لازم
میشد دوباره هر کس زمین خود را اندازهگیری و مرزبندی نماید. آنها روشی
از علامتگذاری زمینها با کمک پایهها و طنابها اختراع کردند. آنها
پایهای را در نقطهای مناسب در زمین فرو میکردند، پایه دیگری در جایی
دیگر نصب میشد و دو پایه توسط طنابی که مرز را مشخص میساخت به یکدیگر
متصل میشدند.با دو پایه دیگر زمین محصور شده ، محلی برای کشت یا ساختمان
سازی میگشت.
با برآمدن یونانیان اطلاعات ریاضی قدم به مرحله ای علمی گذاشت.در آغاز
تمام اصول هندسی ابتدایی بود. اما در سال 600 قبل از میلاد مسیح ، یک
آموزگار یونانی به نام تالس، اصول هندسی را از لحاظ علمی ثابت کرد.
تالسدلایل ثبوت برخی از فرضیهها را کشف کرد و آغازگر هندسة تشریحی بود.
اما دانشمندی به نام اقلیدس که در اسکندریه زندگی میکرد ، هندسه را به
صورت یک علم بیان نمود.
وی حدود سال 300 قبل از میلاد مسیح ، تمام نتایج هندسی را که تا به حال
شناخته بود ، گرد آورد و آنها را به طور منظم ، در یک مجموعة 13 جلدی قرار
داد. این کتابها که اصول هندسه نام داشتند ، به مدت 2 هزار سال در سراسر
دنیا برای مطالعه هندسه به کار می رفتند.
براساس این قوانین ، هندسه اقلیدسی تکامل یافت. هر چه زمان می گذشت ، شاخه
های دیگری از هندسه توسط ریاضیدانان مختلف ، توسعه می یافت.
امروزه در بررسی علم هندسه انواع مختلف این علم را نظیر هندسة تحلیلی و مثلثات، هندسه غیر اقلیدسی و هندسه فضایی مطالعه می کنیم.
خدمت بزرگی که یونانیان در پیشرفت ریاضیات انجام دادند این بود که آنان
احکام ریاضی را به جای تجربه بر استدلال منطقی استوار کردند.قبل از
اقلیدس، فیثاغورث( 572-500 ق.م ) و زنون ( 490 ق.م. ) نیز به پیشرفت علم
ریاضی خدمت بسیار کرده بودند.
در قرن دوم قبل از میلاد ریاضیدانی به نام هیپارک، مثلثات را اختراع کرد.
وی نخستین کسی بود که تقسیم بندی معمولی بابلی ها را برای پیرامون دایره
پذیرفت.به این معنی که دایره را به 360 درجه و درجه را به 60 دقیقه و
دقیقه را به 60 قسمت برابر تقسیم نمود و جدولی براساس شعاع دایره به دست
آورد که وترهای بعضی قوسها را به دست می داد و این قدیمی ترین جدول
مثلثاتی است که تاکنون شناخته شده است.
بعد از آن دانشمندان هندی موجب پیشرفت علم ریاضی شدند. در قرن پنجم میلادی
آپاستامبا، در قرن ششم ، آریاب هاتا ، در قرن هفتم ،براهماگوپتا و در قرن
نهم ،بهاسکارا در پیشرفت علم ریاضی بسیار مؤثر بودند.
.................................................. ......
کلاسبندی هندسه
هنـدسه مقـدماتی به دو شاخه تقسیـم می گردد :
هنـدسه مسطحه
هندسه فضایی
در هندسه مسطحه ، اشکالی مورد مطالعه قرار
میگیرند که فقط دو بعد دارند، هندسه فضایی ، مطالعه اشکال هندسی سه بعدی
است. این بخش از هندسه در مورد اشکال سه بعدی چون مکعب ها ،استوانه ها،
مخروط ها، کره ها و غیره است.
در هندسه مدرن شاخههای زیر مورد مطالعه قرار میگیرند:
هندسه تحلیلی
هندسه برداری
هندسه دیفرانسیل
هندسه جبری
هندسه محاسباتی
هندسه اعداد صحیح
هندسه اقلیدسی
هندسه نااقلیدسی
هندسه تصویری
هندسه ریمانی
هندسه ناجابجایی
هندسه هذلولوی
هندسه فضایی
مقدمه
هندسه فضایی به بررسی موقعیت اجسام ،
اجرام و نقاط متحرک یا ساکن در فضا میپردازد، فضا مختصاتی سه بعدی دارد
شامل طول ، عرض ، ارتفاع که این ابعاد را با x ، y و z در صفحه مختصات
فضایی نمایش میدهیم. مهمترین مبحث در هندسه فضایی مبحث بردارها میباشند.
بنابراین در هندسه فضایی به مؤلفههای برداری ، بردارهای یکه ، صفحات ،
فاصلهها و ... خواهیم پرداخت.
مؤلفههای برداری و بردارهای یکه i ، k , j
بعضی از کمیات فیزیکی مانند طول و جرم اندازه پذیر هستند و
توسط اندازهشان کاملا معین میشوند، این کمیات و کمیات نظیر آنها را
کمیات اسکالر میگوئیم. اما کمیات دیگری وجود دارند که علاوه بر اندازه
باید جهت آنها نیز مشخص باشد تا معین شوند این کمیات را کمیات برداری
گوئیم. یک بردار را معمولا با پاره خطی جهتدار نمایش میدهند که جهتش
نمایش جهت بردار بوده و طولش بر حسب یک واحد اختیار شده نمایش اندازهاش
میباشد. دو بردار را زمانی مساوی مینامیم که از لحاظ جهت و اندازه یکسان
باشند.
بهترین جبر بردارها مبتنی بر نمایش آنها بر حسب مؤلفههای موازی محورهای
مختصات دکارتی است. این کار با استفاده از واحد طول یکسان بر سه محور x ،
z , y صورت می گیرد و در این راه از بردارهای با طول یک در امتداد محورها
به عنوان بردارهای یکه استفاده میشود که i را بردار یکه محور j ، x را
بردار یکه محور y ها و k را بردار یکه محور z ها میگوئیم.
مهمترین ویژگی بردارها در فضا مانند حالتی است که در صفحه قرار دارند طول
و جهت آنها است. طول بردارها با دو بار استفاده از قضیه فیثاغورس به دست
میآید. اما به صورت سادهتر جهت بردار ناصفر بردار واحدی است که از تقسیم
مؤلفههای آن بر طولش به دست میآید.
بردار بین دو نقطه در فضا
بیشتر اوقات لازم است که بردار بین نقاط
را بدست آوریم. هندسه فضایی این مشکل را برای ما حل میکند، به این ترتیب که اگر دو نقطه
را برحسب مختصات فضایی که دارند بیان کنیم بردار بین این دو نقطه توسط رابطه زیر حاصل خواهد شد:
فاصله در فضا
برای یافتن فاصله بین دو نقطه
به مختصات گفته شده در مطلب بالا از مجموع توان دوم هر یک از مؤلفههای فوق رادیکال با فرجه دوم میگیریم بنابراین داریم:
حاصل عبارت فوق یک کمیت اسکالر میباشد.
وسط یک پاره خط در فضا
برای پیدا کردن وسط یک پاره خط که دو نقطه
را به هم وصل میکند متوسط و یا به عبارتی میانگین مختصات
را بدست میآوریم.
.................................................. ................
کره و استوانه
علاوه بر مطالب فوق هندسه فضایی به مطالعه کره و استوانه نیز میپردازد. معادله متعارف کره به شعاع a و مرکز
به صورت زیر است:
در مورد استوانه و مطالعه درباره
استوانه ناچار به تعمیم هندسه تحلیلی به فضا هستیم. به طور کلی استوانه
سطحی است که از حرکت خط مستقیم در امتداد یک منحنی تولید میشود به طوری
که همواره موازی خط میباشد. به طور کلی ، هر منحنی مانند
در صفحه
استوانهای
در فضا تعریف میکند که معادله آن به صورت فوق میباشد و از نقاط خطوطی
مار بر منحنی تشکیل شده است که با محور z موازیاند. خطوط را گاهی عناصر
استوانه مینامند. بحث فوق را میتوان برای استوانههایی که عناصرشان
موازی سایر محورهای مختصاتاند تکرار کرد. به طور خلاصه: یک معادله در
مختصات دکارتی ، که از آن یکی از مختصات متغیر حذف شده، نمایش استوانه ای
است که عناصرش موازی محور مربوط به متغیر مفقود است. سهمی گونها یکی دیگر
از اشکال مختصات فضایی هستند. بسیاری از آنتنها به شکل قطعاتی از سهمی
گونهای دوارند، رادیو تلسکوپها یکی دیگر از انواع سهمی گونهای مورد
استفاده بشر هستند که در ساخت آنها از هندسه فضایی مدد گرفته شده است.
منشور
منشور قائم شکلی فضایی است که از دو یا
چند ضلعی مساوی و موازی تشکیل شده که رئوس این چندضلعیها طوری به هم وصل
شده اند که وجوه جانبی این شکل فضایی مستطیل میباشد.
مکعب مستطیل
مکعب مستطیل منشوری است که قاعدههای آن مستطیل میباشد اگر ابعاد قاعده مکعب مستطیل b , a و ارتفاع آن c باشد خواهیم داشت:
a+b)2c) = مساحت جانبی مکعب مستطیل
(ab+ac+bc)2=2ab+(2bc+2ac)= مساحت کل مکعب مستطیل
Abc= حجم مکعب مستطیل
هرم
هرم شکلی است فضایی که قاعده آن یک یا
چند ضلعی است و وجوه جانبی آن مثلث است. این مثلثها یک رأس مشترک به نام S
دارند. هرمی که قاعده آن مربع باشد هرم مربع القاعده و هرمی که قاعده آن
مثلث باشد هرم مثلث القاعده نامیده میشود. پاره خطی که از رأس هرم بر
صفحه قاعده آن عمود میشود ارتفاع نامیده میشود. اگر قاعده یک هرم یک چند
ضلعی منتظم باشد پای ارتفاع آن بر مرکز قاعده منطبق باشد، هرم را هرم
منتظم مینامیم. ارتفاع هر وجه جانبی هرم منتظم را سهم هرم مینامند.
2/سهم×محیط قاعده= مساحت جانبی هرم منتظم
ارتفاع×مساحت قاعده ×1/3 = حجم هرم
مخروط
اگر یک مثلث قائم الزاویه را حول یکی
از اضلاع زاویه قائمه دوران دهیم شکلی فضایی پدید میآید که مخروط نامیده
میشود. در این صورت ضلعی که مثلث را حول آن دوران دادهایم ارتفاع مخروط
و ضلع دیگر زاویه قائمه شعاع قاعده مخروط و وتر مثلث مولد مخروط میباشد.
2 / مولد مخروط×محیط قاعده مخروط = مساحت جانبی مخروط
ارتفاع×مساحت قاعده×1/3 = حجم مخروط
هندسه اقلیدسی
این عکس تغییر اندازه داده شده است. برای دیدن آن در
اندازه واقعی اینجا را کلیک کنید. اندازه واقعی آن 930 در 1094 و 174KB
بوده است.

هندسه اقلیدسی
هندسهٔ اقلیدسی به مجموعهٔ گزارههایِ هندسیای اطلاق میشود که به بررسی موجودات ریاضیاتی مثل نقطه و خط میپردازد و بر پایههائی که اقلیدس ریاضیدان یونانی در کتاب خود بهنام اصول عرضه
کرده، بنا شده است. این قضایایِ هندسی عمدتاً توسطِ یونانیانِ باستان کشف
و توسطِ اقلیدسِ اسکندرانی گردآوری شدهاند و بخش بزرگی از آن همان است که
در دبیرستانها تدریس میشود. کتابِ «اصولِ»
اقلیدس یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین کتابها چه به لحاظِ محتوا و چه
از نظرِ روشِ اصلِ موضوعهایاش بوده است. تا قرن نوزدهم میلادی هر وقت از
هندسه سخن میرفت منظور هندسه اقلیدسی بود. بررسی مفاهیم هندسه اقلیدسی در دو بعد را «هندسه مسطحه» و در سه بعد «هندسه فضائی» مینامند. این مفاهیم را به ابعاد بالاتر از سه نیز میتوان تعمیم داد و همچنان آن را هندسه اقلیدسی نامید.
تاریخچه
در حدود ۳۰۰ سال قبل از میلاد دنیای هندسه در تب و
تاب بود. نظرات مختلفی در زمینهٔ هندسه وجود داشت و سرانجام اقلیدس با
انتشار کتاب اصول بنیادی را بنا نهاد که تا قرنها منسجمترین بنیادهای
نظری بشر محسوب میشود. روش اقلیدس ساده بود او چند اصل موضوع و چند اصل
متعارف را بدون اثبات به عنوان اصول بدیهی پذیرفت و سپس بر اساس آن صدها
قضیه دیگر را اثبات کرد که بیشتر آنها بسیار دور از ذهن بودند.
اقلیدس شاگرد مکتب افلاطون بود. او در اصول سیزده جلدی خود تمام دانش بشری
تا آن زمان گرد آورد و به مدت دو هزار سال مرجعی بیبدیل باقی ماند. روش
بنداشتی (اصل موضوع) اقلیدس منجر به کاربرد الگویی شد که امروزه به آن ریاضیات محض
میگوییم. محض از این نظر که با اندیشهٔ محض سر و کار دارد و از راه آزمون
خطا و تجربه به دست نمیآید و درستی یا نادرستی احکام آن را نیز از راه
تجربه نمیتوان اثبات یا نفی کرد. برای استفاده از روش بنداشتی یا اصل
موضوع دو شرط را باید پذیرفت:
* شرط اول: پذیرفتن احکامی به نام بنداشت یا اصل موضوع که به هیچ توجیه دیگری نیاز نداشته باشند.
* شرط دوم: توافق بر اینکه کی و چگونه حکمی "به طور منطقی" از حکم دیگر نتیجه میشود، یعنی توافق در برخی قواعد استدلال.
کار عظیم اقلیدس این بود که چند اصل ساده، چند حکم که بینیاز به توجیهی
پذیرفتنی بودند دستچین کرد، و از آنها 465 گزاره نتیجه گرفت. زیبایی کار
اقلیدس در این است که این همه را از آن اندک نتیجه گرفت.
اصول موضوعه
تمامِ هندسهٔ اقلیدسی (تمامِ قضیههایی که در
دبیرستان میخوانیم، قضیهٔ فیثاغورس و غیره) میتوانند از پنج اصلِ
موضوعهٔ زیر استخراج شوند:
1. از هر دو نقطه یک خطِ راست میگذرد.
2. هر پارهخط را میتوان تا بینهایت رویِ خطِ راست امتداد داد.
3. با یک نقطه به عنوانِ مرکز و یک پارهخط به عنوانِ شعاع میتوان یک دایره رسم نمود.
4. همهٔ زوایایِ قائمه با هم برابر اند.
5. اگر
یک خط دو خطِ دیگر را قطع کند، آن دو خط در طرفی که جمعِ زوایایِ داخلیِ
تولید شده توسطِ خطِ مورب کمتر از دو قائمه است به هم میرسند (اگر ادامه داده شوند).
برایِ بیانِ این اصولِ موضوعه به مفاهیمی مانندِ نقطه و خط نیاز داریم.
همانطور که باید چند گزاره را بدونِ اثبات بپذیریم تا بقیهٔ گزارهها
استخراج شوند لازم است چند مفهوم را نیز بدونِ تعریف بپذیریم. به این
مفاهیم «تعریفنشدهها»
میگویند. همانطور که دیده میشود اصولِ هندسهٔ اقلیدسی به جز اصلِ پنجم
بسیار ساده و بدیهی به نظر میآیند. به همیندلیل از زمانِ اقلیدس
ریاضیدانانِ بیشماری در شرق و غرب (منجمله خیام ریاضیدانِ
ایرانی) تلاش کردهاند اصلِ آزاردهندهٔ پنجم را به اثبات برسانند. این کار
همواره شکست خورده است. سپس برخی ریاضیدانان تلاش نمودند خلافِ اصلِ پنجم
را فرض کنند تا ببینند آیا هندسهای متناقض پدید میآید یا نه. از آنجا
که هیچ تناقضی در هندسههایِ دارایِ اصلِ پنجمِ متفاوت دیده نشد به آنها
نامِ هندسه نااقلیدسی را دادند. در نتیجه این مسأله مطرح گردید که تجربه کدام هندسه را تأیید میکند. نظریهٔ نسبیت عام به این پرسش پاسخ میدهد.
اصول متعارفی
1. دو مقدار مساوی بامقدار سوم با هم مساوی اند.
2. اگر به دو مقدار مساوی مقادیر مساوی اضافه کنیم، حاصل جمعها با هم مساوی اند.
3. اگر از دو مقدار مساوی مقادیر مساوی کم کنیم، باقیماندهها با هم مساوی اند.
4. دو چیز قابل انطباق با هم برابر اند.
5. کل از جزء بزرگتر است.
پس از اقلیدس
2100 سال پس از اقلیدس هندسهٔ او یگانه هندسهٔ موجود بود. با این وجود در طی این مدت طولانی ریاضیدانهای زیادی کوشیدند اصل پنجم
را از روی سایر اصل اثبات کنند که این کوششها سرانجام به نتیجهٔ دیگری
منجر شد و در اوایل قرن نوزدهم هندسههای جدیدی به وجود آمد که هندسههای نااقلیدسی نامیده میشود. هندسهیی که تنها بر اساس چهار اصل اول اقلیدس ساخته میشود هندسه نتاری نامیده میشوند. دیوید هیلبرت در آخرین سال قرن نوزدهم (1899) کتاب "مبانی هندسه" خود را نوشت. هیلبرت در این کتاب صورتبندی دقیقتری از هندسهٔ اقلیدسی ارائه دارد.